ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
312
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
در جاى خود قرار داده و چسبانيدند و سپس اطراف آن را با طلا محكم كردند . امير مكه داود بن عيسى حسنى قبل از عزل خود در سال 585 ه . ، طوقى را به دور حجر الأسود قرار داد و نيز در سال 781 ه . حجر الأسود را از محل خود خارج كرد و به وسيلهء زينتهايى كه امير سودون پاشا ارسال نموده بود آن را تزيين نمودند . 2 - استلام حجر الأسود : ( - دست كشيدن ) و بوسيدن آن بخارى و مسلم از عبد اللّه بن عمر نقل كردهاند كه از او دربارهء استلام حجر پرسيدند پاسخ داد : خودم ديدم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله آن را استلام مىكرد و مىبوسيد . همچنين اين روايت از جابر و عمر و ديگران نيز نقل شده است . در سنن ترمذى از ابن عباس نقل شده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پيشانى بر حجر الأسود نهاد . بيهقى از ابن عباس نيز نقل كرده است كه گفت : عمر بن خطاب را ديدم كه حجر الأسود را بوسيد و بر آن پيشانى نهاد . سپس گفت : ديدم پيامبر صلّى اللّه عليه و إله اين چنين انجام دادند . شافعى در مسند خود از ابن عباس روايت مىكند كه او ركن - حجر الأسود - را بوسيد و سپس سه مرتبه پيشانى بر آن ماليد . مالك سجده كردند بر آن را جايز ندانسته و اين عمل را بدعت مىداند كه همه با او در اين نظر مخالفت كردهاند . ترمذى از عبد الله بن عمر روايت كرد : استلام به آن دو ركن - حجر الأسود و ركن يمانى - را رها نمىكرد به طورى كه گاه در زحمت مىافتاد . از او در اين مورد پرسيدند و او جواب داد : اين كار را بدين جهت انجام مىدهم كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله شنيدم كه مىفرمود : استلام دو ركن ، كفارهء گناهان است . احمد بن حنبل و ابن حبان در كتابهاى خود از ابن عمر و او از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله نقل كردهاند كه فرمود : استلام حجر الأسود و ركن يمانى سبب از بين رفتن گناهان است . سعيد بن منصور نقل كرده است كه عايشه به زنى گفت : در كنار حجر الأسود به خود آزار مرسان ، اگر آن را خلوت ديدى استلام كن و اگر ديدى شلوغ است همين كه به مقابل آن رسيدى تكبير بگو و به كسى آزار مرسان . بخارى نيز از عايشه نقل كرده است كه زنان را حقى براى استلام حجر نيست .